
ای ستون های زمین، گلدسته های سربلند... ای رواق زرنگار آیینه های بندبند
ای مقرنس های چوبی گنبد زرین کلاه... بر سر آن آستان بی شکوه بی گزند
بر سر هفت آسمان آن مهربان افراشته... چتری از بال کبوتر، از حریر و از پرند
دست او اینک پناه آهوان خسته است... بال بگشایید از شوق آهوان در کمند!
کفتران آسمانی هم اسیر دام او... می کشاند هر دلی را در رهاییها به بند
ای حضور هشتمین! افتادگان غربتیم... دست مارا هم بگیر از لطف، ای بالا بلند
یدالله گودرزی