حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند/ محرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید/ هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب/ فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند
پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش/ که مگو حال دل سوخته با خامی چند
ای گدایان خرابات خدا یار شماست/ چشم انعام ندارید ز انعامی چند
حضرت حافظ (ره)