دی ۱۳۸۵ - نگاه مشرقی




در تنگنا و سختی، دوستیِ درست، آشکارمی شود . [امام علی علیه السلام] پارسی بلاگ، پیشرفته ترین سیستم مدیریت وبلاگ
کل بازدیدها:21728 .:. بازدید امروز:11
موضوعات وبلاگ

درباره خودم

لینک به لوگوی من
دی ۱۳۸۵ - نگاه مشرقی

دوستان

جستجو در متن وبلاگ

جستجو:

اشتراک در خبرنامه

نام:

ایمیل:

 

آرشیو

آهنگ وبلاگ

وضعیت من در یاهو
  • + هر لحظه... نویسنده: فرشاد مهدی پور
    جمعه 29/10/1385 ساعت 1:0 عصر


    بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا... بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا


    نظر شما ( )

  • + صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی نویسنده: فرشاد مهدی پور
    پنجشنبه 28/10/1385 ساعت 9:58 صبح

    سینه مالامال درد است ای‌ دریغا مرهمی... دل ز تنهایی به جان آمد خدا را هم‏دمی


    چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو... ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی


    زیرکی را گفتم این احوال بین، خندید و گفت... صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی


    اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست... رهروی باید جهان‏سوزی، نه خامی بی‌غمی


    نظر شما ( )

  • + یک دست‏نوشته خواندنی و ماندنی نویسنده: فرشاد مهدی پور
    پنجشنبه 21/10/1385 ساعت 3:19 عصر

    مرحوم استاد علی دوانی که شامگاه دوشنبه درگذشت، از چهره‏های کم‏حاشیه حاشیه تاریخ و فرهنگ کشور بود که تصویر او را مکرر در تلویزیون دیده‌ایم و نام فرزندان نام‌آورش (خانواده رجبی‌ها) را بسیار شنیده‌ایم. چهارشنبه‌، متن دست‌نوشته‌ای از ایشان منتشر شد که بسیار خواندنی است و مناسب احوالات این روزگار؛ دست‌نوشته‌ای مربوط به آخرین روزهای حیات و برای عبرت:


    شنیده ام که آقای دکتر احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) ضمن سخنرانی از جمله گفته اند :  بعد از اینکه علیه دولت نوشتند، یک نفر پیدا شده چیزی علیه آنها گفته. بعد آمدند دیدند ایشان نسبتی با اعضای دولت دارد. آن را گذاشتند کنار، فحشش را به دولت می دهند. اینها همان کسانی هستند که می‌گفتند همه اشخاص برای خودشان مستقلند. زمانی یک خانمی آمد و مردانگی کرده است، خدا شاهد است من ندیدم و نخواندم و نه در جریان بودم. در روزنامه ها نوشتند که او پول داده، امکانات داده که به کسانی حرفی زده شود. این دروغ است، حتی من شنیدم وزارت ارشاد احتیاط کرده و آن امکانات معمولی عادی را که به همه می داده، به ایشان نداده است...


    نظر شما ( )

  • + به یاد مرحوم نظری نویسنده: فرشاد مهدی پور
    جمعه 15/10/1385 ساعت 1:0 صبح

    همه چیز از یک نظر شروع شد و یادم نیست درباره چه موضوعی و گاهی به پیامی و سلامی، می‌آمد و لطفی داشت و التفاتی؛ تا روزی که بر حسب اتفاق و به واسطه‌ای نیک‌نظر، دیداری دست داد تا کاری سرگیرد و اشتیاق‌اش را بنماید. آن کار، کامل جفت و جور نشد، اما محبت‌اش بیش‌تر  شد و  آرشیو پیام‏های ارسالی از طرف دوستان وبلاگم پر است از پیغام‌هایش که خوانده و نخوانده آرشیوشان کرده‌ام و شامگاه پنج‌شنبه که خبر رفتن‌اش را شنیدم، با شتاب به سراغ‌شان رفتم و افسوس بر نوشته‏های ناخوانده و حرف‏های ناشنیده. حرفی نیست، راهی نیست که مرگ عبور ناگزیری است. خدایش بیامرزاد و امید آن‏که در جوار حضرت‏اش، شادمان باشد و آرام؛ و به ندای یا محمد و یا علی‏اش که زینت‏بخش پیغام‏هایش بود، رستگاری بیند و رهایی.


    http://aznoor.parsiblog.com نوشته شده توسط: حسن ک.نظری (امٌل جان)


    نظر شما ( )

  • + ماجرای اس.ام.اس، فیلم و باقی قضایا نویسنده: فرشاد مهدی پور
    سه‏شنبه 12/10/1385 ساعت 8:26 عصر

    احتمالا اس.ام.اسی را دیده‌اید که به جای نفرین‌های رایج، نوشته: «الهی که فیلم‌ات در بیاد!» شوخی‌ای که روزهای انتشار آن فیلم کذایی(درباره یک بازیگر!)، رد و بدل می‌شد. و در هفته‌ای که گذشت، یک سایت خبری فیلم حضور یک معاون رییس‌جمهور را در همایشی در ترکیه پخش کرد که نشان می‌داد او نظاره‌گر رقص مردان و زنان شده است. انتشاردهندگان أن فیلم، به سرعت بازداشت (و پس از دو روز، آزاد) شدند و از عصر یک‌شنبه یک خبرگزاری به میدان درآمد و ضمن انتشار بخش‌هایی از فیلم مذکور خواستار توضیح‌ دولت شد. اکنون معاون مذکور از انتشاردهندگان فیلم و یکی دو نماینده منتقدش (درباره حضور در این فیلم) شکایت کرده و گزارشی هم در مجلس آماده شده تا مساله وی و سازمان تحت‌امرش را مورد ارزیابی قرار دهد. حالا افکار عمومی در انتظار تایید صحت خبر و واکنش به این اتفاق هستند؛ هر چند که معاون مورد اشاره، چهارشنبه پیش به واتیکان سفر  و پیام رییس‌جمهوری را به پاپ ارایه کرد.


    برخی از خبرهای دیگر مرتبت با این رویداد:


    معاون سابق مشایی: نمی‌شود به خاطر رقص مراسم را ترک کرد!


    تأیید مشایی: اجرای رقص در میان برنامه ناگهانی بود


    گفت‌وگوی فارس با رحیم مشایی درباره فیلم منتسب به وی


    نظر شما ( )

  • + ... که درون خانه آیی؟! نویسنده: فرشاد مهدی پور
    جمعه 8/10/1385 ساعت 5:45 عصر


    ز دو دیده خون فشانم، ز غمت شب جدایی... چه کنم که هست این‌ها گل خیر آشنایی


    همه شب نهاده‌ام سر، چو سگان، بر آستانت... که رقیب در نیاید به بهانه‌ گدایی


    مژه‌ها و چشم یارم به نظر چنان نماید... که میان سنبلستان چرد آهوی ختایی


    سر برگ گل ندارم، به چه رو روم به گلشن؟... که شنیده‌ام ز گل‌ها همه بوی بی‌وفایی


    به کدام مذهب است این؟ به کدام ملت است این؟... که کشند عاشقی را، که تو عاشقم چرایی؟


    به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند... که برون در چه کردی که درون خانه آیی؟


    به قمار خانه رفتم، همه پاکباز دیدم... چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی


    فخرالدین محمد عراقی (۶۱۰ - ۶۸۸ قمری)


    نظر شما ( )

  • + تب سال نو نویسنده: فرشاد مهدی پور
    سه‏شنبه 5/10/1385 ساعت 4:21 عصر

    روز دوشنبه تقریبا تمامی روزنامه‌های کشور، تبریک سال نو مسیحی را به چاپ رساندند؛ تعداد زیادی از آن‌ها هم تصاویر اصلی صفحه اول‌شان را به این خبر اختصاص دادند؛ یکی دو خبرگزاری مشهور هم گزارش‌هایی تصویری از خرید سال نو مسیحیان ایران منتشر کردند؛ تلویزیون هم با پخش کارتون‌‌های متعدد کوشید تا دل‌ها را شاد کند و جالب‌تر از همه، خرید ده‌ها کاج از سوی خانواده‌های ایرانی (غیر مسیحی) برای بچه‌های ۶-۵ ساله‌شان بود... تب سال نو، به حد انفجار رسیده و انگار نوروز، زیر سایه سرد کریسمس یخ زده است و همه فراموش‌مان شده است که اهل کجاییم.


    نظر شما ( )