يادداشت قبلي، کمي گنگ بود و حالا که همه جا دارند آن رسوايي را جار ميزنند، کمي شفافتر ميشود نوشت... مساله اين است که هفته گذشته، يک سي.دي از تصاوير پورنوگرافي منتسب به يک بازيگر نه چندان معروف تلويزيون منتشر شد و جاروجنجالها بالا گرفت. اصل اتفاق ناخوشايند بود، اما رسانهها بيتفاوت نسبت به عواقب کارهايشان، پشتوانه تبليغاتي وسيعي براي اين عمل ناشايست تدارک ديدند که بسيار کمسابقه بود. واضحتر آنکه چند روزنامه کشور، ماجراي يک فيلم پورنو را به تيتر اول خود تبديل کردند و در هنجارشکني کمنظيري دست به کاري زدند که حتي سخيفترين مجلات زرد غربي هم نميکنند. حالا بازار فروشندگان دور ميدان انقلاب گرمگرم است و ما در کمتر از چند روز تابويي را شکستيم که با هيچ منطقي نميتوان آن را توجيه کرد. بگذريم که برخي سايتهاي اينترنتي که عناوين ظاهرفريبي را نيز يدک ميکشند به اين آتش دامن زدند، ليکن اقدام روزنامهها، ماجرا را به درون خانههاي مردم کشاند. بدبينانهاش اين است که گويي نميتوان سهو و عمد چنين هنجارستيزياي را به درستي تشخيص داد و به دستان رسانهها، خواسته و ناخواسته، امري قبيح، تطهير و ترويج شده است.